شكستم توبه ام ساقی، تو هم بشکن سر خم را

بزن سنگی به جام می ، كه بشكن بشكن است امشب

شكستم توبه را از بس شكن در زلف او دیدم

دل زاهد شكست از من ، كه بشكن بشكن است امشب

 قدح بشكست و دل بشكست و جام باده هم بشكست

 خدایا در سرای ما چه بشكن بشكن است امشب

رفیقان خمره بشكستند و ماهم توبه بشكستیم

تو هم اهل دلی بشكن كه بشكن بشكن است امشب

 صفا دارد شكست ساغر و پیمانه و توبه

 بیا در مجمع رندان كه بشكن بشكن است امشب