خدا قول نداده

عکس های بسیار زیبا از طبیعت رویایی


خدا قول نداده آسمون آبی باشه و باغ ها همیشه پوشیده از گل...

 

قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه...

 

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم وسلامت بدون درد را هم قول نداده...

 

خدا ساحل بی طوفان آفتاب بی بارون دوست با معرفت و خنده های همیشگی را قول نداده.....

 

خدا قول نداده که رنج و وسوسه و اندوه را تجربه نکنی....

 

قول نداده کوه ها بدون صخره باشند وشیب نداشته باشند....

 

قول نداده رودخانه ها گل آلود و عمیق نباشند...

 

 

ولی خدا رسیدن یه روز خوب را قول داده.

 

خدا روزی روزانه استراحت بعد از هر کار سخت و عشق جاودان را قول داده...و

 

 

پس ناملایمت های زندگی را شکر بگو و فقط از خودش کمک بگیر که او جاودانه ی بی منت است وبس...

 

ناامیدی مانند جاده ی پر دست انداز است که از سرعتت کم می کنه اما همین دست انداز نوید یه جاده ی صاف و وسیع را بهت می ده.زیاد تو دست انداز ها نمون (یا علی)بگو و برو جلو....

 

وقتی حس کردی به اون چیزی که می خواستی نرسیدی خدا را شکر کن چون او می خواهد تو یه زمان مناسب تر غافلگیرت کنه...و  یه چیزی فراتر از خواسته ی الانت بهت بده.

 

یادت باشه تو نمی تونی کسی رابه زور عاشق خود کنی پس تنها کاری که می تونی بکنی اینه که شخص دوست داشتنی باشی و در نظر مردم با ارزش وشریف جلوه کنی.بهتر اینه که غرورت را به خاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت را به خاطر غرورت.

 

 

حالا یه رمز یادت می دم ((وقتی قدرت عشق غلبه کنه اون وقته که زیباترین دنیا برات نمود پیدا می کنه))...دنیایی پر از شادی و عشق داشته باشی

مداوای احمق ممکن نیست

GoPic.ir

در کتاب اختصاص از امام صادق (ع) روایت شده است که :

عیسی بن مریم (ع) فرمود : من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا ایشان را شفا دادم ، کور مادر زاد و شخص برص دار را به اذن خدا بهبودی دادم اما شخص احمق را نتوانستم اصلاح و درمان کنم .

به آن حضرت گفتند احمق کیست؟

فرمود : شخص خود پسند و خود رای ، کسی که هر فضیلت و برتری را برای خود می‌بیند نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد نه دیگران ، این است احمقی که بهبودی و مداوایش ممکن نیست.

دختر و زن آذربایجانی الهه حیا ،احساس،شجاعت وعلم

دختر و زن آذربایجانی الهه حیا ،احساس،شجاعت وعلم

(آذربایجان ین قیز و قادین لاری حیا ،دویغو ،قوخمازلیق و بیلیم تانری چه لری)

دختر در فرهنگ آذربایجانی نمك زندگی محسوب می‌شود .قئز (دختر)، آرواد (زن)،خانئم (خانم)، خاتئن (خاتون)، بگیم (خانم) قادین(خانیم) و … واژه‌هایی هستند كهآذربایجانی‌ها برای نامیدن جنس مؤنث به كار می‌برند و هر یك در سن یاموقعیت اجتماعی مشخص كاربرد دارد. به گزارش خبرنگار بخش ایرانشناسیخبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ادبیات و فولكلور آذربایجانی‌ پر است ازاشعار، امثال و بایاتی‌هایی كه همگی وصف شایستگی‌ها، برازندگی‌ها وقهرمانی‌های زنان و دختران این دیار را بیان می‌كنند. فولكلور آذری گاهدختر را به سیب سرخ تشبیه می‌كند (قئز قئزئل آلما) و گاه او را تكه طلاییدرخشان برمی‌شمارد (قئزدی قئزل پارچاسی / پالچئغا دوشار پارئلدار). هرچندموقعیت خاص اجتماعی در گذشته داشتن فرزند پسر را برای خانواده‌های متكی بهاقتصاد كشاورزی و دامداری طلب می‌كرد و پدر و مادر فرزند پسر را برای تامینمالی و حمایت‌های دوران سالمندی خود بیشتر می‌طلبیدند، اما دختر نیز نمكزندگی تلقی می‌شد و زنان بدون دختر را زنانی بی‌نمك برمی‌شمردند: (قئز سئزآرواد / دوز سوز آرواد) و در گوش نوعروسان دعای به دنیا آمدن دختركی زیبارا بعد از هفت پسر زمزمه می‌كردند:

گلین، گلین قئز گلین
اینجی لری دوز گلین
یئددی اوغلان آناسی
سون بئشیگی قئز گلین

http://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/sarasevgi.jpg

برای خواندن بقیه به ادامه مطلب بروید

تاریخ
و ادبیات معاصر این خطه از كشورمان نیز پر است از زنان و دخترانی كه از
چشمه‌ی جوشان طبع شاعران جوشیده‌اند و قهرمان شاهكارهای ادبی گشته‌اند یا
اینكه در واقعیت چنان حماسه‌ای خلق كرده‌اند كه به افسانه‌ها و داستان‌های
آذربایجانی پیوسته‌اند و قصه زندگی‌شان ازبر اذهان مردم این دیار گشته است.
“سارای” كه قهرمان بانوی یكی ازمعروفترین شعرهای تركی حكیم ابوالقاسم
نباتی اشتبینی است، در راه عشق و عفت و پیمانش خود را به آرپاچای می‌اندازد
تا برای همیشه نوعروس خان چوپان خودش باقی بماند و در سوز سازهای عاشیقی
غم‌افزاترین ترانه آذری باشد: (آپاردی سئل‌لر سارانی).

http://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/saray.jpg

تاریخ معاصر این خطه
نیز مبهوت بزرگی صدها زن بزرگ در حوادث دوران قجریه، انقلاب مشروطه،
استبداد رضاخانی و دوره پهلوی دوم می‌باشد. خانه مشروطه تبریز در كنار
تمامی بزرگ مردان آزادیخواه، از بانوی مبارز دوره قاجار یعنی ”زینب پاشا”
نیز سخن‌ها دارد.

http://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/zeinabpasha.jpg

قهرمان دخت آذربایجانی كه چماق در دست به ظلم و جور
می‌تازد و ترانه ”زینب پاشا الده زوپا اوز قویدی بازار اوستونه” را ورد
زبان‌ها می‌كند. ”تئللی زری” هم قهرمان دیگری است كه در روزهای خون و آتش
انقلاب مشروطه در كنار دیگر بزرگمردان آزادیخواه، به‌عنوان سربازی مبارز در
سپاه ستارخان می‌جنگد و سرانجام به شهادت می‌رسد. عاصم كفاش اردبیلی نیز
در یكی از زیباترین مجموعه اشعار تركی آذری وصف دوشیزه‌ای عاشق به نام
”سوری” را می‌كند كه نامردی روزگار او را مجنون زمانه می‌كند و این بار
دخترك عاشق‌پیشه فرهادی و مجنونی در پیش می‌گیرد: (ایش دونوب / لیلی دوشوب
چوللره مجنون سراغیندا / شیرین الده تئشه داغ پارچالئیئر / فرهاد اوتورموش
اتاقیندا) علاوه بر همه اینها منظومه‌ی حیدربابایه سلام استاد شهریار، این
شاهكار ادبیات تركی آذربایجانی، نیز در جای جای ابیات خود از صفا و صمیمیت و
مهربانی دختران و زنان روستا یاد می‌كند و شهریار در اولین بند این شاهكار
ادبی دختران صف‌بسته به تماشای سیلاب‌ها را توصیف می‌كند: حیدر بابا
ایلدریم لار شاخاندا سللر سولار شاقلیدایوب آخاندا قیزلار اونا صف باغلیوب
باخاندا سلام اولسون شوكتوزه، ائلوزه منیم‌ده بیر آدیم گلسین دیلوزه شهریار
در منظومه‌ی حیدربابایه سلام خود از زنان و دخترانی چون عمه جان، خانم
ننه، ستاره عمه، فاطمه خالا، رخشنده، خجه‌ سلطان عمه، رخساره، فضه خانم،
ننه قئز، خانم عمه و … یاد می‌كند و در قسمت‌هایی از این اثر به شرح
آیین‌ها و رسم‌های زنان در ایام مختلف سال می‌پردازد. شهریار هم چنین در
اثر معروف دیگرش، خان ننه، از مادربرگ خود و مهربانی‌های او به زبان ادبی
سخن می‌راند و آغوش گرم وی را بهشتی می‌داند كه رسیدن دوباره بدان را آرزو
می‌كند. این شاعر چیره‌دست ادبیات فارسی و تركی در اشعار مختلفی كه از
سروده از مادر و همسر خویش به نیكی یاد كرده است. اما باید گفت كه شاه
بانوی ادبیات ایران زمین نیز از تبریز و آذربایجان سربرافراشت و پروین
آسمان ادب پارسی گشت.

http://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/parvin-etesam.png

پروین اعتصامی هم در اشعار خود از شخصیت و مقام و
منزلت زن دفاع می‌كند و این گونه نام خویش را جاودانه می‌سازد. پروین اولین
و آخرین شاعر زن آذربایجانی نبود؛ بلكه پیش از او بزرگ‌زنان دیگری نیز
بوده‌اند كه در آسمان ادبیات درخشیده‌اند و بعد از او نیز هم اكنون
انجمن‌های ادبی در شهرهای مختلف این خطه از كشورمان شاهد هنرنمایی دختران و
زنان شاعری است كه در زبان‌های فارسی و تركی اثرهای بی‌بدیلی می‌آفرینند.
واژه مقدس آنا (مادر) نیز در جای جای ادبیات و فولكلور آذری انعكاس یافته
است؛ اما این واژه كم كم به فراموشی سپرده می‌شود و جای خود را به لغت
مامان می‌دهد؛ همان گونه كه واژه باجی” (خواهر) جای خود را به واژه همشیره و
واژه “ننه” جای خود را به واژه بیوك مامان می‌دهد و می‌رود تا از این به
بعد این لغات را در اشعار و داستان‌های قدیمی بیابیم

 

آنا تومروس ملکه آذربایجان

http://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/tumrus2.jpghttp://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/tumrus1.jpg

کشته شدن کوروش بوسیله آنا تومروس

http://s1.picofile.com/azerulduz/Pictures/other/womenaz/tumrus-kurush.jpg

«لعنت بر شیطان»!



به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد:

«نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز

آرامش

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل،

آرامش را به تصویر بکشد.

 

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.

 

آن تابلو ها، تصاویری بودند از خورشید به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی

که در چمن می دویدند، رنگین کمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل

سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. ...

 

seaside.jpg

اولی، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود

منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و

اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار

داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می

داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد. اما کوهها ناهموار بود، قله هاتیز و

دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، وابرها آبستن

 آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بودند. این تابلو با تابلو های دیگری که برای

مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم بادقت به تابلو

نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را میدید. آنجا، در

میان غرش وحشیانه ی طوفان، جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود.


 

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که

برنده ی جایزه ی

بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.

بعد توضیح داد:

 

 


آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل

 و بدون کار سخت شود، بلکه معنای حقیقی آرامش این

است که هنگامیکه شرایط سختی بر ما میگذرد آرامش در

قلب ما حفظ شود

 

جملات زیبای ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .

ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .

ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .

ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد

 

ناپلئون بناپارت : کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند.

ناپلئون بناپارت : کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.

ناپلئون بناپارت : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.

ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن .

ناپلئون بناپارت : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.

ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب

ناپلئون بناپارت : فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است.

ایمان چهار ركن دارد:

1ـ توكل برخدا

 2ـ رضا به قضاى خدا

 3ـ تسلیم به امر خدا

 4ـ واگذاشتن كار به خدا.

حضرت امام رضا (ع)

جملات قابل تامل

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه  خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه ی اوّل
که اوّل ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه ی زیبایی و زشتی
به روی یکدیگر، ویرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم
همین بهتر که او جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای این
مخلوق را دارد
وگر نه من به جای او بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد، عجب صبری خدا دارد

عکس های زیبا با هنر آتش



1

 

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12



و خدا تنها بود ...

card6.jpg

 

 

 

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت ... 

تو باشی...

http://serloveless.persiangig.com/amir.png

چهار شمع

چهار شمع به آرامی می سوختند .

محیط پیرامون آنها آنقدر آرام بود که صدای آنها شنیده می شد .

 

داستان آموزنده : چهار شمع

 

شمع اول گفت : من صلح نام دارم ! بنابر این هیچکس نمی تواند مرا روشن نگه دارد و یقین دارم که بزودی خاموش خواهم شد . پس شعله ی آن به سرعت کم شد و سپس خاموش شد .

شمع دوم گفت : من ایمان نام دارم و احساس می کنم که کسی وجود مرا ضروری نمی داند ولازم نیست بیشتر شعله ور بماند. وقتی سخنش به پایان رسید ، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد .

نوبت شمع سوم رسید . او با ناراحتی گفت : نام من عشق است
من دیگر قدرت روشن ماندن ندارم چون همه مرا کنار گذاشته اند و اهمیت مرا درک نمی کنند . مردم حتی عشق ورزیدن به نزدیکانشان را نیز فراموش کرده اند . طولی نکشید که او هم خاموش شد .

ناگهان پسرکی وارد اتاق شد .

و دید که از چهار شمع سه تا خاموش شدند .

پسرک به آن سه شمع خاموش گفت : شماها چرا خاموشید ؟ مگر قرار نبود تا وقتی که تمام میشوید روشن بمانید ؟

و سپس شروع به گریه کردن کرد .

ناگهان شمع چهارم که هنوز روشن بود به حرف آمد و گفت :

نگران نباش تا زمانی که من هستم میتوانی به وسیله من آن سه شمع را روشن کنی .

نام من امید است .

دلم گرفته خدایا تو دل گشایی كن
من امدم به امیدت توهم خدایی كن
به بوی دلكش زلفت كه این گره بگشای
دل گرفته ی ما بین و دلگشایی كن


مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْقَوِیُّ وَ أَنَا الضَّعِیفُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضَّعِیفَ إِلاَّ الْقَوِیُ‏

مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْغَنِیُّ وَ أَنَا الْفَقِیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفَقِیرَ إِلاَّ الْغَنِیُ‏
 
__________________

بی خدایی سبب روز سیاه من و توست

تیره گیهای دل از شام گناه من و توست

جز خدا کیست که در سایه لطفش بخزیم

رحمت اوست که هر لحظه پناه من و توست

زندگی بازی است

بیشتر مردم زندگی را پیكار می‌انگارند. اما زندگی پیكار نیست، بازی است. زندگی، بازی بزرگ داد و ستد است. زیرا آنچه آدمی بكارد همان را درو خواهد كرد. یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشكار شود یا بروز كند به خود او باز خواهد گشت؛ و هر چه بدهد بازخواهد گرفت. اگر نفرت بورزد، نفرت به او باز خواهد آمد. و اگر عشق ببخشد، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد كند، از او انتقاد خواهد شد. اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت. و اگر تقلب كند به او حقه خواهند زد. همچنین به ما آموخته‌اند كه قوه‌ی تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد.

هر آنچه آدمی در خیال خود تصور كند- دیر یا زود- در زندگی‌اش نمایان می‌شود. مردی را می‌شناسم كه از مرضی معین كه بسیار نادر بود می‌ترسید. او آن قدر به آن مرض اندیشید و درباره‌اش مطالعه كرد كه آن بیماری آشكارا بدنش را فراگرفت و مرد. او در واقع، قربانی خیال‌پردازی خود شد.

برای پیروزی در بازی زندگی، باید نیروی خیالمان را آموزش دهیم. كسی كه به قوه‌ی تخیل خود آموخته باشد كه تنها نیكی را تصور كند و ببیند، خواهد توانست به همه‌ی مرادهای به حق دلش- خواه سلامت و خواه ثروت و خواه محبت و  خواه دوستی و یا هر آرمان بزرگ دیگر - برسد.

در بازی زندگی، كلام نقشی تعیین كننده دارد.

چه بسیارند كسانی كه با كلام كاهلانه‌ی خود، به زندگی‌اشان مصیبت فرا خوانده‌اند. مثلاً زنی ثروتمند مدام به شوخی می‌گفت: «دارم خودم را برای زندگی در خانه‌ی مساكین آماده می‌كنم.» با تصویر نقش تنگدستی و تهیدستی بر ذهن نیمه هوشیار، چند سالی نیز نگذشت كه كارش به همانجا كشید. خوشبختانه این قانون در هر دو جهت كار می‌كند. یعنی می‌توان فقر را نیز به ثروت بدل كرد.

وفور نعمت همواره بر سر راه انسان است. اما از طریق آرزو، ایمان، یا كلام به زبان آمده، می‌تواند نمایان شود. خداوند آشكارا گفته است كه نخستین حركت را انسان باید انجام دهد. بخواهید كه به شما داده خواهد شد. بطلبید كه خواهید یافت. بكوبید كه برای شما باز كرده خواهد شد.

خدا همواره آماده است كه كوچك‌ترین یا بزرگ‌ترین آرزوی انسان را برآورد.

جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و بزرگ‌ترین آرمان‌ها یا مرادهای دلش فاصله ایجاد كند. به محض اینكه آدمی بتواند بی‌هیچ دلهره‌ای آرزو كند، هر آرزویی بی‌درنگ برآورده خواهد شد. ترس تنها دشمن آدمی است- ترس از تنگدستی، ترس از شكست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن- و احساس ناامنی برای هر مسأله.

باید ایمان را جانشین ترس كنیم. زیرا ترس، ایمان وارونه است. ترس یعنی ایمان به شر، به جای ایمان به خیر. هر كلام یا اندیشه‌ای بر ذهن نیمه‌هوشیار اثر می‌گذارد؛ و با دقتی حیرت‌آور به عینیت درمی‌آید. درست مانند ضبط صدای خواننده‌ای بر صفحه‌ی حساس گرامافون كه هر آوا و هر لحن و حتی سرفه یا مكث او نیز ضبط می‌شود. پس بیایید، همه‌ی آن صفحه‌های كهنه‌ی نامطلوب و آن صفحه‌های زندگی را كه دیگرنمی‌خواهیم داشته باشیم، در ذهن نیمه هوشیار خود بشكنیم و صفحه‌هایی زیبا و تازه بسازیم.

با صدایی رسا و محكم، و با اعتقادی راسخ این عبارت را تكرار كنید: «اكنون به یمن كلامی كه بر زبان می‌آورم، هر صفحه‌ی غیر حقیقی را در ذهن نیمه هوشیارم می‌شكنم و نابود می‌كنم. آن‌ها زاییده‌ی خیالات بیهوده‌ی خودم هستند و در واقع وجود ندارد. اكنون به بركت خدایی كه در دل من است، صفحات عالی و كامل خود را می‌سازم. صفحات سلامت و ثروت و محبت، این است عرصه‌ی زندگی و غایت بازی.

خوش یمنی طاووس سفید

عده ای از مردم می گویند دیدن یک طاووس سفید بسیار خوش یمن است و مواجه شدن با طاووس سفید آنهم بصورت غیرمنتظره موفقیت را در طول سال به ارمغان می آورد. بهمین منظور برای کسانی که این ایمیل را دریافت کرده اند آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم تمام لحظات زندگیشون سرشار از کامیابی های غیرمنتظره باشه ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

درد ، خوشبختی به دنبال دارد


Just Scroll It Down One By One and read to know the Nice & Meaningful Message
 
 

 


گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com


 

Accept the Pain, Future will be Fruitful
درد (سختی) را قبول کنید، آینده پرثمر خواهد بود

Don't feel the work you are doing is pain, because there will be always a
reason for that pain or work.
احساس نکنید کاری که می‌کنید رنج است، زیرا همیشه دلیلی‌ برای آن رنج یا کار هست

So face the pain, for the pain you face, there will be definitely happiness ahead.
پس با دردش روبرو شوید، دردی که با آن مواجه میشوید قطعاً خوشبختی‌ را به دنبال خواهد داشت