خداوندا.....

خداوندا
مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن

تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم

آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم

آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم

آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم

آنجا که شک است ایمان بدهم

آنجا که نومید است امید شوم

آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم

آنجا که غم است شادی به پا کنم

خداوندا
باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم

در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن

در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

زیرا با دادن است که می گیریم

با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم

با بخشیدن است که بخشوده می شویم

وبا مردن است که زنده می شویم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.. در ادامه مطلب
ادامه نوشته

زندگي يک مقصد بي انتهاست

زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟
زندگي کن؛ زندگي افسانه نيست
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛
 هرچه ناپيدا صدايت ميزند
 جنگل خاموش ميداند تو را؛
 با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست
گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org
 
در ادامه مطلب
ادامه نوشته

جرات تلاش

رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.
زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند.
حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اين عقيده كه تنه درخت
خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد. وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند.

فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد.

 پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است.

اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم. 

غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست

پائولوكوئيلو

تلاش برای پروانه شدن........... در ادامه مطلب

ادامه نوشته

محاکمه   (اولین یتیم خلقت....)

نامت چه بود؟ آدم

فرزندِ کی ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک

اینک محل سکونت؟ زمین خاک

آن چیست بر گُرده نهادی؟امانت است.

قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک

اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک

روز تولدت؟در جمعه ای ،به گمانم روز عشق

رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه

وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین

جنست؟ نیمی مرا زخاک نیمی دگر خدا

شغلت؟ در کار کشت امید بروی خاک

شاکی تو؟ خدا

نام وکیل؟ آن هم فقط خدا

جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟ همین و بس

حکمت؟ تبعید در زمین

همدست در گناه ؟ حوای آشنا

ترسیده ای؟ کمی

زچه؟ که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ بلی

چه کس؟ گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟ دیگر گِلایه نه ولی...

ولی  چه؟حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!!!

دلتنگ گشته ای؟ زیاد

برای که؟ تنها فقط خدا

آورده ای سند؟ بلی

چه؟دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟ بلی

چه کس؟ تنها کسم خدا

در آخرین دفاع؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا...

آن کس که بداند ....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند
بیدار نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 اما در دنیای امروز و در اطراف ما در بیشتر اوقات وضع جور دیگری است:

آنکس که بداند و بداند که بداند ... باید برود غاز به کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند ... بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند ... با پارتی و پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند ... بر پست ریاست ابدالدهر بماند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

امید به بخشش...

شخصی را به جهنم می بردند

در راه، بر می گشت و به عقب خیره می شد

ناگهان خدا فرمود :

اورا به بهشت ببرید

فرشتگان پریسدند چرا ؟

پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد .......

او امید به بخشش داشت ..............

.....انسان........

گفتند: چگونه ای؟

 گفت: نان خدا می خورم و طاعت شیطان می برم!!!

بدرقه ی خدا....

می دونی وقتی خدا داشت انسان رو بدرقه می کرد چی گفت؟
گفت: جایی که میری مردمی داره که می شکننت،
نکنه غصه بخوری ها! من همه جا باهاتم تو تنها نیستی.تو کوله بارت ....

عشق میزارم که بگذری،

 قلب میزارم که جا بدی،

 اشک میدم که همراهیت کنه و

مرگ، که بدونی بر می گردی پیشم.

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com